ه . موسيقي
¿ يادداشتهاي مربوط به آلفونسوي دهم ملقب به فرزانه، ساليمبنه پارمايي، گيورگيوس پاكيمِرِس، نصيرالدين طوسي، قطبالدين شيرازي.
صـفيالـدين
صفيالدين عبدالموٴمنبن فقير (يا فاخر) ارموي بغدادي. از بزرگترين صاحبنظران موسيقي اسلامي. اصل او از اروميهٴ آذربايجان بود، ولي در ربع اول سدهٴ سيزدهم، در بغداد زاده شد. او كتابدار، كاتب و رئيس مغنيان مستصم آخرين خليفهٴ عباسي (1242 ـ 1258)، بود. هنگام سقوط بغداد (1258)، هلاكو به او و خانوادهاش امان داد و اموالش را به وي بازگرداند.
صفيالدين به خدمت مغول درآمد و معلم بهأالدين محمد (1245 ـ 1279)، و شرفالدين هارون (وفات: 1286) پسران وزير هلاكو شد. هنگامي كه بهأالدين در 1265، حاكم عراقين شد، صفيالدين همراه او به اصفهان رفت. پس از مرگ و سقوط حاميانش، او به فلاكت افتاد و در 1294، به خاطر بدهكاري در زندان درگذشت.
صفيالدين دست كم سه رساله نوشت:
1 ـ كتاب الاٴدوار احتمالاً در 1252، تأليف شد.
2 ـ الرسالة الشرفية در حدود 1267، به نام شاگردش شرفالدين. اين كتاب كه با توجه به شرحهاي متعدد آن از اعتبار فراواني برخوردار شد، از رسالهٴ فارابي اقتباس شده، ولي بيان مطالب روشنتر و بهتر است.
3 ـ في علوم العروض و القوافي و البديع.
صفيالدين دو آلت زهي اختراع كرد، به نام مُغْني، نوعي عود (در اصفهان)، و نُزْهه، كه نوعي پسالتريون بوده است.
از او ميشنويم كه مسلمانان از نتنويسي نيكوماخوس براي ضبط نواهايشان استفاده ميكردند. او از بنيانگذاران مكتب معروف به
سيستماتيست به شمار ميرود؛ سِر هيوبِرت پَري اين دستگاه را كاملترين رديفي ميداند كه تا كنون، ابداع شده است.1